کد خبر : 25836 / /
/

جواد کاظمیان بازیکن سابق پرسپولیس بعد از ورود بانوان به ورزشگاه فوتبال آزادی اظهار نظر عجیب و جنجالی نسبت به این ماجرا داشته است.

در روزهای اخیر و پس از سال ها ممنوعیت، بالاخره هواداران بانو برای اولین بار در تاریخ لیگ برتر توانستند برای تماشای بازی فوتبال به ورزشگاه آزادی بروند.

اما حضور بانوان در ورزشگاه آزادی واکنش های مثبت زیادی را از سمت عموم مردم جامعه بالااخص بازیکنان فوتبال با خود به همراه داشت.

جواد کاظمیان

در همین رابطه جواد کاظمیان با انتشار تصاویری از دختران هوادار پرسپولیس که پیراهن شماره 9 سابق او را به تن داشتند واکنش جالبی به این موضوع داشته است.

واکنش عجیب و جنجالی جواد کاظمیان به ورود بانوان به ورزشگاهاو در این باره نوشته است: الان من نباید بازی کنم و خوشحالی بعد از گل بیام سمت خانم ها و شادی های خاص و جدید انجام بدم.

اینم شانس مایه…

البته کاظمیان در انتهای جملاتش نوشته که شوخی کرده و آرزو کرده که تا همیشه این حضور ادامه دار باشد و دیگر برای خانم ها محدودیتی از نظر بلیط وجود نداشته باشد.

 

        نام اصلی : جواد کاظمیان

        متولد : 3 اردیبهشت 1360 کاشان

        زمینه فعالیت : ورزش فوتبال

        پیشه : بازیگر

        مدرک تحصیلی : دیپلم ادبیات

        پست : وینگر

        قد : 173 سانتیمتر

بیوگرافی کامل جواد کاظمیان

جواد کاظمیان متولد 3 اردیبهشت 1360 در کاشان بازیکن فوتبال ایران است.بیوگرافی جواد کاظمیان فوتبالیست و همسرش + زندگینامه

دیپلم ادبیات دارد ، یک خواهر کوچکتر از خود دارد و می گوید اردیبهشتی ها یکرنگ هستند.

باشگاه ها

از باشگاه هایی که جواد کاظمیان در آنها بازی کرده می توان به باشگاه فوتبال سایپا تهران ، باشگاه فوتبال شباب الاهلی امارات ، باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران ، باشگاه فوتبال الشعب امارات ، باشگاه فوتبال الشباب امارات ، باشگاه فوتبال عجمان امارات ، باشگاه فوتبال الامارات امارات ، باشگاه فوتبال سپاهان اصفهان ، باشگاه فوتبال تراکتور و باشگاه فوتبال صبای قم و اشاره کرد.

ورود جواد کاظمیان به دنیای فوتبال

من وقتی 6 سالم بود یک رادیو داشتم و از آن طریق عاشق پرسپولیس شدم و اولین باری که عاشق شدم آنجا بود و تا حدود 17 سالگی همه جا فوتبال بازی میکردم و همه تشویقم میکردند تا اینکه سال 77 یکی از اقوام ما از تهران به کاشان آمدند و بازی من را دیدند و من گفتم که میخواهم به پرسپولیس بروم و من را همراه خودش آورد و در یک تیم تست دادم و قبول شدم و فوتبال را از تیم خوبی شروع کردم.

حمایت خانواده

پدرم وقتی من بچه بودم و میخواستم کفشی و چیزی بخرم خیلی غر میزد و میگفت فوتبال نون و آب نمیشود اما وقتی فوتبالم گل کرد راضی شد و من حمایت زیادی از سمت خانواده بخصوص پدربزرگ و مادرم داشتم و شوهر خواهرم اولین بار با من به استادیوم آمد و من را حمایت کرد.

اولین بازی لیگ و قرآن خواندن پدر

سال 77 اولین بازی که من در لیگ آزادگان و مقابل سپاهان بود و این بازی قرار بود در کاشان برگزار شود و من دوتا از عموهام و پدرم را به استادیوم آوردم و قبل از بازی قرآن خوانده میشود و کسی نبود قرآن بخواند و پدر من که قاری قرآن بود را دعوت کردند و فکر میکنم 20 دقیقه پدرم سوره الرحمان را خواند و من اتفاقا در آن بازی هم گل زدم.

در تیم ملی ایران

کاظمیان از سال 1378 با تیم زیر 20 سال وارد تیم ملی شد و سال 89 با تیم بزرگسالان با 44 بازی و 4 گل آخرین روزهای خود در تیم ملی را سپری کرد.

فوتبال اگرچه این روزها صنعت شده است اما در کل دنیا طرفداران زیادی دارد و غیرقابل پیش بینی بودن یکی از دلایل محبوبیت فوتبال در دنیا است و اینکه چون یک ورزش گروهی است طرفداران بیشتری دارد و این طرفدارها هستند که به فوتبال جذابیت بیشتری میدهند.

خداحافظی از فوتبال

من فوتبال را از 32 سالگی فوتبال را کنار گذاشتم و اگرچه میتوانستم باز هم بازی کنم اما به نظرم تا حدود 34 خوب است و کنار گذاشتن فوتبال برای یک فوتبالیست یعنی مرگ و من از فوتبالیست های دیگه شنیده بودم که خیلی سخت است و واقعا یکی دو سال اول افسردگی سراغ آدم می آید و من با ورزش توانستم خیلی چیزها را کنترل کنم.

کار ساخت و ساز

جواد مدت ها با حمایت پدرش در کار ساخت و ساز و بساز و بفروش فعالیت می کرد ، اما حالا زیاد درگیر کارهای اقتصادی نیست و می گوید از جیب میخورم.

می گویند در دوران حضورش در امارات ثروت خوبی به جیب زد.

فوت برادر و احساسات

من آدم خیلی احساساتی بودم تا اینکه سال 82 یک اتفاق در زندگی ام افتاد و برادر 20 ساله ام مهدی کاظمیان ، که از من 2 سال کوچکتر بود فوت کرد و از بعد این ماجرا دیگر خیلی احساساتی نیستم.

الگوی فوتبالی

زیدان یکی از بهترین هاست که هم بازیکن خوبی بود و هم سرمربی خوبی است و من خیلی زیدان را دوست دارم.

وضعیت ازدواج و همسر جواد کاظمیان

او مجرد است و می گوید قسمت نشده ازدواج کنم ، ولی همیشه دوست داشتم که ازدواج کنم و در واقع بعد از آن اتفاق که برای برادرم افتاد پدرم خیلی دوست دارد که پسر من را که فامیل کاظمیان دارد ببیند و منتظرم و واقعا معنی عاشق شدن را تابحال نفهمیدم و به نظرم عشق در کتاب هاست و الان من نزدیک 40 هستم و ایمان مبعلی هم سن من هست و سه تا بچه دارد و من واقعا عشق میکنم با دیدن آنها و من کنار خانواده ام زندگی میکنم.

جواد کاظمیان و مونیکا بلوچی

می گوید یکبار عاشق شده ام ، از 17 سالگی عاشق مونیکا بلوچی شدم چون زیباترین و جذاب ترین زن دنیاست ، حالا این عشق به گوش مونیکا بلوچی هم رسیده است

در یکی از پست های اینستاگرام کاظمیان شعری با عکس مونیکا بلوچی نوشت :

    چه بگویم نگفته هم پیداست

    غم این دل مگر یکی و دوتاس

    به همم ریخت س گیسویی

    به همم ریخت س مدت هاس

این پست اینستاگرامی جواد با لایک مونیکا بلوچی همراه شد ، خانوم بلوچی متولد 8 مهر 1343 است و دوبار ازدواج و طلاق داشته و حالا مجرد است.

ماجرای پاس گلی که جواد کاظمیان به دایی نداد

در بازی ایران و اردن باید اردن را در اردن میبردیم و من دقیقه 70 آمدم تو و زدم تو سر توپ ولی بخدا علی دایی رو ندیدم و به علی کریمی پاس دادم و این داستان شد ولی بخدا علی دایی را چون سرم پایین بود ندیدم و این شبهه بخاطر دوستی زیادی من با علی کریمی پیش آمد و وقتی گل دوم را علی دایی را زد من به بغلش پریدم و همانجا گفت چرا اون پاس گل را به من ندادی.

همخانه بودن با علی کریمی

من وقتی به تیم الاهلی پیوستم علی کریمی آنجا بود و از آنجا با هم رفیق شدم و در تیم تراکتور با هم همبازی بودیم و وقتی علی کریمی به تراکتور آمد قرار شد که ما با هم خونه بگیرم ولی واقعا با علی نمیشه زندگی کرد چون اخلاقای خیلی خاصی داره و دوستانش شرط بندی کرده بودند که ما یکماهه از هم جدا میشیم و ما دو هفته ای از هم جدا شدیم و در ادامه درباره خرید خانه و وسایلش صحبت کرد.

علی دائم اخبار میدید و دوست نداشت که من سریال ببینم یا وقتی فوتبال های خارجی میدیدم خیلی بدش می آمد و اصلا فوتبال خارجی نمیبینند و یک موضوع دیگه اینکه علی ساعت 8 شب میخوابید و 5 صبح بیدار میشد و موزیک رو زیاد میکرد و با بالش میزد تو سرت که بلند شو ولی توی آن دو سه هفته من فقط خرید میکردم و علی غذا میپخت و ظرف میشست.

ماجرای جن در امارات

من 6 ماه آخری که در امارات بودم به تیم الامارات رفتم و شبی که قرار بود قرارداد ببندم خونه مازیار زارع ماندم و آنجا بچه ها به من گفتند که در قلعه ای که نزدیک استادیوم است جن دارد و ساعت یک بود که یکدفعه دیدم صدا می آید و مازیار را بیدار کردم و گفت طبیعی است و دیدم بعد از 10 دقیقه یکی با سنگ زد توی شیشه و باز هم مازیار گفت طبیعیه بخواب و من سوئیچ را برداشتم و آمدم دبی خونه خودم و این ماجرا باز هم یکبار دیگه خونه رضا عنایتی اتفاق افتاد و باز هم رضا عنایتی میگفت طبیعی.

افتخارات

    قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران 90-89 به همراه تیم سپاهان اصفهان

    قهرمانی در لیگ برتر فوتبال امارات 2008-2007 به همراه تیم الشباب امارات

    نائب قهرمانی لیگ برتر فوتبال ایران 92-1391 به همراه باشگاه تراکتورسازی تبریز

    قهرمانی جام حذفی 93-1392 به همراه باشگاه تراکتورسازی تبریز

copied
ارسال نظر

خبرگزاری نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند. لطفا از نوشتن نظرات خود به لاتین (فینگیلیش ) خودداری نمایید توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت و منفی استفاده کنید.