کد خبر : 176 / /
/

مهرداد فردی هوسران بوده و مدام مژگان را کتک می‌زده است و در این مدت خیلی عذاب کشیده است

اخبار روز:زن جوان که به‌دنبال اختلاف خانوادگی دچار افسردگی و اعتیاد شده بود خودش را از پشت‌بام خانه به پایین پرت کرد.

 چند روز قبل ساکنان یک ساختمان با شنیدن صدای مهیبی به کوچه دویدند و ناگهان با پیکر در هم شکسته و خونین زن جوان همسایه رو به رو شدند که روی زمین افتاده بود. با اعلام ماجرا به امدادگران اورژانس و مأموران پلیس دقایقی بعد تیم جنایی در محل حاضر شد، امدادگران اورژانس مرگ وی را تأیید کردند و بدین ترتیب تحقیقات آغاز شد.

سمانه یکی از دوستان مژگان در تحقیقات گفت: وقتی مژگان 14ساله بود پدرش را از دست داد و بسیار افسرده شد.

بعد از آن دیگر به مدرسه نیامد و ترک تحصیل کرد. می‌گفت می‌خواهد کار کند و زندگی مستقلی داشته باشد. اما مدتی بعد با پسری به‌نام مهرداد دوست شد که این پسر زندگی او را نابود کرد.

مژگان با وجود مخالفت‌های مادرش با مهرداد ازدواج کرد. اما یک سال بعد جدا شدند. می‌گفت مهرداد فردی هوسران بوده و مدام مژگان را کتک می‌زده است و در این مدت خیلی عذاب کشیده است. به همین خاطر او به خانه مادرش برگشت. اما دیگر آن دختر قبلی نبود. به خاطر مشکلات عصبی قرص‌های مخدر مصرف می‌کرد و پرخاشگر و ناآرام شده بود. روز حادثه هم بعد از درگیری شدید با مادرش ناگهان به پشت بام رفته و خودش را به پایین انداخته است.

نگاه کارشناس

فهیمه محمدیان کارشناس، مرکز مشاوره معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی غرب استان تهران،  گفت: در این پرونده می‌بینیم که مژگان به‌دلیل مشکلات و تنش‌های خانوادگی و انتخاب همسری نامناسب و جدایی و طلاق به فردی پرخاشگر و بیمار تبدیل شده بود.

نکته حائز اهمیت در این پرونده، ضعف مهارت‌های زندگی در این زن جوان بوده است.عدم مهارت خودآگاهی و نداشتن معیارهای مشخص در زندگی مشترک و فقط داشتن علاقه سطحی موجب انتخاب شخص نامناسب برای ازدواج شده است.

در زندگی مشترک نیز آگاهی نداشتن در مورد مسائل زندگی مشترک، عدم مهارت حل تعارض، نداشتن مهارت حل مسأله موجب روی آوردن وی به مصرف قرص ترامادول شده است. در حدی که مصرف زیاد بوده، گاهی دچار تشنج می‌شده و از جمله عوارض مصرف ترامادول گیجی، توهم و افکار خودکشی است.این شخص به‌دلیل مشکلات خانوادگی، اعتیاد و افسردگی چاره مشکلات خود را در خودکشی دیده و بدترین راه را انتخاب کرده است.

شاید نمونه‌های مژگان در جامعه امروزی ما زیاد باشد بنابراین باید ببینیم چه اقدام‌های پیشگیرانه‌ای باید انجام دهیم:مدارس و خانواده‌ها باید مهارت‌های زندگی مانند کنترل هیجانات مثبت و منفی، مدیریت و تنظیم هیجانات را به بچه‌ها آموزش دهند. یادمان باشد مادران در پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی نقش مؤثرتری دارند. بر رفتار فرزندان نظارت داشته باشیم واز مشاوران خانواده و روانشناسان کمک بگیریم تا قبل از عمیق شدن مشکلات بتوانیم آنها را مهار کنیم.

 

زن جوان صورت شوهرش را در شمال تهران با اسید سوزاند

 زن جوان که به اتهام اسیدپاشی و نابینایی همسرش بازداشت شده در تحقیقات مدعی شد این یک حادثه بوده و تعمدی در این کار نداشته است.

مدتی قبل مرد جوانی به اداره پلیس رفت و از اسید پاشی همسرش شکایت کرد و گفت: من نقاش ساختمان هستم. هفت سال قبل عاشق دختر خاله‌ام شدم و با او ازدواج کردم و یک فرزند هم داریم.

او ادامه داد: مدتی قبل به همراه دوستانم برای سفر تفریحی به شمال رفتیم. کنار دریا بودیم که خانم جوانی به همراه دوستانش از من خواستند از آنها عکس بگیرم. در حالی که من مشغول صحبت با آن خانم جوان بودم یکی از دوستانم شیطنت کرد و از ما چندین عکس گرفت. بعد هم عکس‌ها را برای همسرم فرستاد و همین شیطنت باعث اختلاف شدید بین من و همسرم -شادی- شد. او چندین بار قهر کرد و مدعی بود که من به او خیانت کرده‌ام. خیلی تلاش کردم تا او را راضی به آشتی کنم بالاخره هم موفق شدم و همسرم به خانه برگشت.

اسیدپاشی شبانه زن جوان به شوهرش

مرد جوان ادامه داد: من به غیر از نقاشی سرایدار خانه‌ای در شمال تهران نیز هستم. یک شب که در حال استراحت بودم ناگهان بر اثر سوزش شدید صورتم که ناشی از ریختن مایعی روی سر و صورتم بود از خواب پریدم . وقتی چشم باز کردم همسرم را دیدم که با ظرفی بالای سرم ایستاده است و بعد هم با عجله فرار کرد. تمام صورتم می‌سوخت و به سختی خودم را به خانه یکی از ساکنان ساختمان که دکتر بود رساندم و بی‌هوش شدم. بعد از چند روز بستری بودن در بیمارستان گفتند چشم چپم نابینا شده و بعد هم مرخص شدم و به خانه برگشتم اما از همسرم خبری نبود.

مرد جوان گفت: نمی‌دانم چرا همسرم این کار را با من کرد. من هرگز به او خیانت نکرده بودم حتی بعد از اسیدپاشی به خاطر علاقه‌ای که به همسرم داشتم از او شکایت نکردم و دوباره به سراغش رفتم و او را بخشیدم اما به‌تازگی متوجه شدم که او قصد مهاجرت به خارج از کشور را دارد. با اینکه این بلا را سرم آورده بود متنبه نشده و می‌خواست بدون آنکه من از ماجرا باخبر شوم به یکی از کشورهای اروپایی برود. حالا من از همسرم به خاطر اسیدپاشی شکایت دارم.

اظهارات متناقض

با شکایت این مرد افغانستانی به دستور بازپرس مصطفی واحدی، زن جوان بازداشت شد. زمانی که شادی در مقابل بازپرس جنایی قرار گرفت، ادعایی متفاوت را مطرح کرد: من هرگز نمی‌خواستم به همسرم اسید بپاشم و ماجرای اسیدپاشی یک حادثه بود.

روزی که چشم شوهرم آسیب دید، او در حال گذاشتن قفس قناری روی دیوار بود و من هم می‌خواستم با اسید لوله گرفته شده چاه آشپزخانه را باز کنم اما یک دفعه همسرم از صندلی پایین آمد و من تعادلم را از دست دادم و مایع چاه بازکن روی او ریخت. آن روز به قدری ترسیدم که فرار کردم و به افغانستان رفتم اما بعد از مدتی هم برگشتم.

او ادامه داد: همسرم به‌همراه پسرخاله و پسردایی من خانه‌ای در شهریار اجاره کرده و زنی را هم صیغه کرده است. آن‌طور که من از ماجرا باخبر شدم، شوهر سابق این زن در زندان بوده و پس از آزادی از ماجرای ازدواج همسرش باخبر شده و به‌دنبال انتقام از همسر من بوده است. ما حتی از ترس جانمان مدتی خانه را ترک کردیم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد.

به‌دنبال اظهارات زن جوان، به دستور بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی پایتخت پرونده در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص و بررسی اظهارات آنها ادامه دارد.

 

copied
ارسال نظر

خبرگزاری نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند. لطفا از نوشتن نظرات خود به لاتین (فینگیلیش ) خودداری نمایید توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت و منفی استفاده کنید.