کد خبر : 8237 / /
/

ّّوحید شمسایی بازیکن پیشکسوت فوتسال کشور پرده از رازهای زندگی اش برداشت.

وحید شمسایی زادهٔ ۳۰ شهریور ۱۳۵۴) بازیکن سابق فوتسال و مربی فوتسال اهل ایران است. وحید شمسایی توانست در ۳۰ آبان ۱۳۹۳ با زدن دو گل به تیم فرش آرا مشهد تعداد گل‌های خود در رده باشگاهی را از ۴۰۰ گل بگذراند.وحید شمسایی به عنوان مربی-بازیکن در سال‌های ۱۳۹۲، ۱۳۹۳، ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ تیم‌های دبیری تبریز و تأسیسات دریایی را به صورت سه بار پیاپی به عنوان قهرمانی و یک نایب قهرمانی لیگ برتر فوتسال ایران رساند.وحید شمسایی اولین ورزشکار ایرانی است که کمپانی ورزشی بین‌المللی پوما اسپانسر او شده‌است.وحید شمسایی بازیکن پیشکسوت فوتسال کشور پرده از رازهای زندگی اش برداشت.

وحید شمسایی بازیکن فوتسال کشورمان پس از  سالها زاوایایی از زندگی اش را بازگو کرد. وقایعی که تا امروز شاید کم ترکسی ازآن خبرداشته است.

وحید شمسایی با حضور در برنامه تلویزیونی محاکات گفته هایش را اینطور آغازکرد:

خانواده من به شدت فوتبالی بودند.از کودکی علاقه مند به فوتبال بودم. در دوره راهنمایی  بیشتر به فوتبال پرداختم تا اینکه وارد باشگاه شدم. رده نوجوانان و جوانان را پشت سرگذاشتم ،کاپیتان مدرسه شدم، کاپیتان منطقه  شدم. درباشگاه بنیاد شهید و بانک تجارت بازی کردم تا اینکه آن بیماری عجیب و  غریب به سراغم آمد.

بیماری عجیب وحید شمسایی چه بود؟

وحید شمسایی می گوید: کم کم در زانوهایم احساس درد ظاهر شد.به پزشکان زیادی مراجعه کردم.هر روز به درد زانوهایم اضافه می شد و ورم بیشتری می کرد.حتی کار به جایی رسید که نشستن برایم سخت شده بود. به پزشکان زیادی مراجعه کردم تا اینکه مشخص شد از سن 20 سالگی به بعد هورمون های رشد در زانوهایم آغاز به کار می کنند.

خداحافظی از فوتبال

فضایی را که دوست داشتم از دست دادم. فوتبال بازی کردن را برای همیشه ترک کردم. این  فاصله گرفتن از ورزش باعث شد وزنم زیاد شد. در خط مسائل مالی و این حرفا افتادم و وضع زندگی ام خیلی تغییر کرد.

ورشکستی وحید شمسایی

این بازیکن فوتسال می گوید: درآمدم خوب شد، پول برایم خوشحال کننده بود اما عشقم را از دست داده بودم، فوتبال. ساختمان سازی می کردم آن در سن  بیست و یک سالگی.آن موقع ها یعنی در سال 74 خودروی 20 میلیون تومانی زیرپایم داشتم.

شمسایی اضافه کرد: بحران اقتصادی باعث شد اوضاع ملک و املاک به هم بریزد. وام گرفته بودم، پول مردم دستم بود مجبور بودم برای جبران همه بدهی ها هرآنچیزی را که جمع کرده بودم فروختم.اوضاع من آنقدر به هم ریخته بود که از سکه های 25 تومانی داخل قلک که جمع کرده بودم استفاده می کردم.

ورود به دنیای فوتسال

شمسایی می گوید: بالا رو دیده بودم و حالا  باید اوضاع بد و بی پولی را هم می دیدم. برادر بزرگترم در تیم فوتسال بود. با پیشنهاد پدرم به تیم پیمان رفتم. مربی تیم  سید مهدی ابطحی بود. وقتی مدیرعامل باشگاه مرا دید با توجه به چاق بودنم گفت می خواهی کشتی سنگین وزن یا وزنه برداری شرکت کنی. همان روز یه حرکتی در زمین انجام دادم و مربی که توانایی مرا دید گفت اگر اهل جنگیدن هستی باید وزن کم کنی.رژیم سنگینی را آغاز کردم و در عرض سه هفته 20 کیلو کم کردم.

وی اضافه کرد:هفته سوم بود که مربی مرا به داخل زمین فرستادم. اما به خاطر رژیم سختی که گرفته بودم در زمین کم آوردم. مربی به من گفت من سرقولم بودم اما تو نه. اما این پایان راه برایم نبود. از آنجایی که خدا هوایم راداشت چند هفته بعد یکی از بازیکنان تصادف کرد یکی دیگر سه کارته شد و یکی دیگر  مصدوم. همین موضوع باعث شد من برای بازی وارد زمین شوم.

وقتی شانس درخانه وحید شمسایی را زد

قرار بود با تیم فراز قم بازی کنیم. در آن بازی سه گل به ثمر رساندم. از آنجایی که خدا با من یار بود همان روز آقای شمس سرمربی تیم ملی هم حضور داشت و نظاره گر بازی بود.بعد از بازی گفت اگر موهایت را کوتاه کنی برای تیم ملی دعوتت می کنم. همین موضوع بود که باعث شد من پایم به تیم ملی بازی شود و تا جایی پیش بروم که از زیاد شدن موفقیت هایم نخواهند من در اوج بمانم............../ رکنا

copied
ارسال نظر

خبرگزاری نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند. لطفا از نوشتن نظرات خود به لاتین (فینگیلیش ) خودداری نمایید توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت و منفی استفاده کنید.